تبليغاتX
ترجین .......................... terjin


 

[.... رسما ً قید میکنم]

می خواستم

 وصیت نامه ام را از جیب کتم بیرون کنم

رسما ً قید کنم

که این مستطیل از من است

از پشت قباله ی مادر

باغهای شمال را بیرون بکشم

برهنه از آبهای جنوب رد شوم

کوسه ها که نمی دانند شنا بلد نیستم

هروقت کودکی هایم را مرور می کنم

دوچرخه ی کهنه ی کنار دیوار حیاطمان را

                                             - بردارم 

دور حوض کاشی

هی دور بزنم

وتکه نان ها را پرتاب کنم

برای ماهی های سیاه خانه مان

ونترسم از این گربه ی لاغر

که ماهی های سرخ را شکار

                                 - می کند

بروم روی تخت ،بایستم

بعد روی تقویم ها

بزرگ شدن میلاد را جشن بگیرم

از پنجره نگاه کنم

به رد هواپیمایی

که به مقصد پاریس پرواز می کند

پیپم را روشن کنم

کوبا را آتش بزنم

با نفس های گرم

خودم را

        حلقه   حلقه

بالا بکشم

اگرنشد

تیغ را بردارم وُ

رگهایم را بزنم

تاماهی های سرخ را

 گربه ی لاغر نگیرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 6:48  توسط حسین دیلم کتولی  |